تبليغاتX
سوته دل
 ...
 

همیشه پائیز واسه من = با مهرماه. امروز که روز آخر مهر هست خوشحال نیستم.

صبح واسه چند لحظه٬ فقط چند لحظه حالم خوب بود (بدون هیچ دلیل خاصی) ولی دوباره برگشتم به حال روزهای گذشته ام.

یکی از همکارا که بهش گروهبان گارسیا می گفتیم و اون هم به تنگ اومده بود٬ خدا رو شکر کار خوبی پیدا کرد و امروز اومد و استعفاش رو نوشت و من هم مثل همیشه خداحافظی واسم خیلی سخت بود. 

دو - سه هفته قبل از فرط استیصال داشتم همشهری رو ورق می زدم که دیدم یه شرکت بازرگانی آگهی کار داده. واسه اولین بار تو عمرم رزومم رو نوشتم و فاکس کردم. هیچ خبری نشد تا دیشب که داشتم می رفتم خونه. یه آقایی زنگ زد و واسه امروز ساعت ۶ بعد از ظهر! اون هم کجا٬ چهارراه جمهوری قرار مصاحبه گذاشت. آدرسشون رو یادداشت کردم ولی بعدش پشیمون شدم. امروز صبح هم زنگ زدم و گفتم که منصرف شدم. واسه آدمی که نزدیک به ۱۰ ساله محل کار دیگه ای رو ندیده٬ آخه ساعت ۶ بعد از ظهر قرار می ذارن؟

هفته قبل هم جای دیگه ای واسه مصاحبه رفتم. (البته خدا رو شکر صبح بود) ۴۰۰-۳۰۰ تا تست شخصیت و روانشناسی و ... +  ۳۷ تا سوال هوش رو جواب دادم. البته بماند که آخراش واقعاْ احساس می کردم هوشم درد گرفته٬ ولی بعد از بررسی جواب هام٬ به این نتیجه رسیدن که مشکل روحی دارم. یکی از سوال ها در مورد ازدیاد نیاز جنسی بود و از اونجا که گفته بودن همه رو برعکس چیزی که فکر می کنم بزنم٬ من هم جواب دادم که نیازی ندارم! مطمئنم واسه همون رد شدم.

 

|+| نوشته شده توسط سوته دل در دوشنبه 30 مهر1386 و ساعت 3:40 بعد از ظهر  
 ترکمانچای دوم
 

روسيه: متحد يا دشمن

 

گزارشي از يک رابطه تاريخي - یکشنبه 29 مهر 1386 [2007.10.21]

 

 

آرش معتمد

 

روسيه يک بار ديگر نقش تاريخي خود را که همواره به زيان منافع ملي ايران بوده تکرار کرد و در يک بازي سياسي ‏که روزنامه اکونوميست آن را "دو دوزه" خواند سهم پنجاه درصدي ايران ازبستر درياي خزر را به 13 درصد رساند.‏

 

قطعنامه اي که روز چهارشنبه 25 مهر در تهران صادر شد و روسيه درآن دست بالا را داشت و به ترکمانچاي دوم ‏معروف شد، در واقع منافع کلان نفتي درياي خزر را به 12 ايالت زرخيز ايران که حدود دو قرن پيش روس ها در ‏اولين حضور استعماري خود تصاحب کرده بودند، منضم کرد.

 

به گفته يک مورخ تاريخ "روسيه اي که محمود احمدي نژاد آن را متحد طبيعي " ايران مي خواند و صاحب "سوابق و ‏علايق تاريخي و فرهنگي" مي داند "بندرت در تاريخ معاصر گامي بسود ايران برداشته است و برعکس همه تاريخ آن ‏حکايت از مطامع استعماري دارد."

 

نويسنده روزنامه انگليسي اکونوميست که به نظر مي رسد از آقاي احمدي نژاد، اطلاعات به مراتب بيشتري از تاريخ ‏ايران دارد، مي نويسد: "ولاديمير پوتين مردي فاضل است و در ديدار با صدراعظم آلمان در شهر ويسبادن در روز 15 ‏اکتبر خاطرنشان کرد که اين شهر همانجايي است که داستايوفسکي، نويسنده قرن نوزدهم روسي، در آن رولت بازي ‏کرد و باخت. اما آقاي پوتين در سفر روز بعد به تهران، فضل و دانش خود از ادبيات قرن نوزدهم را پنهان داشت و ‏تصميم گرفت به اين موضوع اشاره نکند که در حمله مردم خشمگين به سفارت روسيه در تهران، الکساندر گريبايدوف، ‏شاعر و ديپلمات روسي، کشته شد."

 

 

‎‎نگاه کوتاهي به تاريخ

 

يک استاد تاريخ مي گويد: "البته اين تنها يکي از مواردي است که آقاي پوتين فراموش کرد. تاريخ دويست ساله معاصر ‏ايران ـ روسيه سراسر از اين حکايت هاست."

 

نگاهي کوتاه به تاريخ معاصر، مستندات بي شماري دراثبات سخنان اين استاد دانشگاه دارد. سايمون تيسدال، نويسنده ‏روزنامه گاردين مي نويسد: "طي قرن ها، روابط ايران و روسيه به خون مردان والامقامشان آلوده شده است. در زمان ‏‏جنگ روسيه و ناپلئون، ايران براي سرنگوني امپراطوري روسيه ابتدا به فـــــرانسه و سپس به انگلستان رو آورد. در ‏ســــــال ‏‏1813، هر دو کشـــــور رويش را به زمين انداختند و با امضاي قــــرارداد گلستان، ســـــــرزمين هاي قفقاز را رسماْ ‏تصرف ‏کردند. مشکلات روسيه با مسلمانان ساکن چچن و داغستان، از همان زمان آغاز شد.‏ درسال 1826، دو کشور بار ديگر ‏وارد جنگ شدند و انگلستان بار ديگر از کمک به ايران سرباز زد. حاصل اين ‏جنگ نابرابر منجر به بسته شدن قرارداد ‏ننگين ترکمانچاي شد. ايران مجبور شد تا سرزمين هاي بيشتري را از ‏دست بدهد و 20 ميليون روبل به عنوان غرامت ‏جنگي بپردازد."

 

تاريخ دقيق تر حکايت دارد: "آغا محمد خان قاجار آخرين پادشاه ايران بود که به قفقازحمله برد و قيام گرجي ها را ‏سرکوب کرد و در باز گشت از تفليس در شهـــــر شوشه قره باغ از طرف اطرافيان خود در بستر خواب خفــــه گرديد. پس ‏از مرگ آغا محمد خان روس ها گرجستان را گرفتند. چهــــــار سال بعد به گنجه حملــــه نمود. پس از جنگ 9 ساله سپاهيان ‏عباس ميرزا شکست خوردند و بموجب قرار داد گلستان در قره باغ همه اراضي قفقاز به استثنأ ايالات ايروان و نخجوان ‏به روسيه ضميه شد. در دومين جنگ که مانند جنگ اول با فتواي روحانيون بزرگ عصر و با عنوان نبرد با کفار ‏ميان روسيه و ايران درگرفت، بازهم ايران شکست خورد و درنتيجه قرار داد ترکمن چاي امضأ شد. بموجب اين قرار ‏داد دو منطقه فوق الذکر به روسيه ملحق گرديد."

 

در اواخر قرني که 12 ايالت زرخيز ايران به خاک روسيه ضميمه شد، اولين انقلاب دمکراتيک خاورميانه در ايران ‏شعله زد که به انقلاب مشروطيت معروف شد. روس ها با تمام نيرو عليه اين انقلاب واردعمل شدند. آنها طرفدار ‏استبداد محمد علي شاهي بودند. قزاق هاي روسي اولين مجلس ملي ايران را به توپ بستند، به پارک محل اقامت ‏مجاهديني که انقلاب رابه ثمر رسانده بودند حمله کردند، مجاهين راخلع سلاح نمودند و زخمي به ستارخان سردار ملي ‏زدند که سبب مرگ او شد.

 

به قول سايموت تيسدال: "قلدري روسيه تا دوران مدرن هم ادامه داشت." آخرين تزارها ايران را بين خود و انگلستان ‏تقسيم کردند.

 

حکــــومت جديدي که به روزگار تزارها پايان داد و "اتحــــــاد جمهـــــوري شــــــوروي سوسياليستي" را‎ ‎بنا نهاد، ابتدا همه قــــــرار‏دادهاي استعماري روسيه با کشورهاي ديگر از جمله ايران را مردود شناخت، امري که البته متوجه ايالت هاي 12 گانه ‏ايران نشد.

 

سپس در دوران استالين همه چيز بجاي خودبرگشت: "در سال 1945، زماني که انگستان و آمريکا توافق کردند به ‏اشغال ‏ايران در زمان جنگ پايان بدهند، شوروي با بيرون بردن سربازانش از ايران، مخالف بود. ژوزف استالين، ‏به ‏اشغال ايران ادامه داد."

 

کتاب هاي تاريخ ايران از جمله اثر تحقيقي حميد شوکت به نام "در تير رس حادثه" بکرات و دقت شرح داده اند که چگونه ‏قوام السلطنه نخست وزير وقت با درايت توانست روس ها را بيرون براند و از تجزيه آذربايجان جلوگيري کند.

 

حوادث 28 مرداد 1332 که به استقرار حکومت استبدادي طرفدار آمريکا انجاميد، فوبياي ترس از شوروي و ‏کمونيسم را چنان نصيب محمد رضا شاه پهلوي کرد که تمام تاريخ بعدي ايران را تحت تاثير قرار داد. سفر لئونيد ‏برژنف در چهار چوب "موازنه مثبت" محدودي که آخرين شاه ايران دنبال مي کرد واز جمله به احداث نخستين ‏کارخانه ذوب اهن ايران انجاميد هم تغيييري در اين روحيه نداد.

 

شاه وقتي ايران را ترک مي کرد همچنان از خطر شوروي مي ترسيد ومي گفت بعد از او" ايران، ايرانستان" خواهد ‏شد.

 

 

‎‎انقلاب اسلامي و شوروي

 

وقوع انقلاب اسلامي در سال 1357 همه معادلات را تغيير داد. به گفته يک روزنامه نويس ايراني "دولت شوروي ‏اولين دولتي بود که جمهوري اسلامي را به رسميت شناخت و مواضع ضد امپر ياليستي براي آن قائل شد. مواضعي که ‏بصورت سياست رسمي حزب توده در آمد ومشي معروف به «اتحاد- انتقاد» آن را پايه ريزي کرد."

 

دولت شوروي براي اثبات پشتيباني جدي خود در زمستان 1357 به آمريکا که در صدد حمله به جمهوري اسلامي نوپا ‏بود هشدار داد و برژنف شخصاْ هر تهديدي عليه همسايگان را تهديد عليه شوروي دانست. با اينهمه دولت اسلامي ‏به رهبري آيت الله خميني شعار مرگ بر شوروي را در کنار شعارمرگ بر آمريکا به تابلوي سياست نه شرقي ـ نه غربي ‏خود تبديل کرد.

 

در تمام اين دوران دو موضوع تبليغاتي عليه شوروي توسط همه جناح هاي اسلامي دنبال مي شد: موضوع طلاهاي ‏ايران که گفته مي شد شوروي از پس دادن آنها در هنگامه مشکلات دولت ملي خودداري کرده است و موضوع وصيت ‏نامه پطر کبير که بر اساس آن سياست استراتژيک روس ها رسيدن به آب هاي گرم خليج فارس بود.

 

ورود شوروي به افغانستان هم بر دشمني جمهوري اسلامي دامن زد و دستگيري رهبران وکادرهاي حزب توده در سال ‏‏1361 به اتهام جاسوسي براي شوروي، آن را به اوج رساند. نامه معروف آيت الله خميني به ميخائيل گورباچف که ‏بافروپاشي شوروي فاصله چنداني نداشت، سبب شد که شوق جمهوري اسلامي از فروپاشي همسايه "کافر" خود دست ‏کمي از شعف بزرگ جهان غرب نداشته باشد.

 

 

‎‎روسيه جديد و ايران

 

روسيه جديد بلافاصله به اردوگاه "غرب" ملحق شد و از زمان قدرت گرفتن ولاديمير پوتين، به سياست سنتي روس ها ‏در معادلات منطقه اي و جهاني برگشت.

 

الهه کولائي نمانيده سابق مجلس و کارشناس امور روسيه، سيرقدرت گرفتن پوتين و سياست او را چنين ترسيم مي کند: ‏‏"او كه از دانشكده حقوق دانشگاه سنت‌پترزبورگ ليسانس حقوق دريافت كرده بود، سپس به خدمت كاگ‌ب پذيرفته شد. ‏او 16 سال خدمت در اين دستگاه را پشتوانه فعاليت‌هاي خود قرار داد. كمك او به آناتولي سوبچاك، شهردار ‏سنت‌پترزبورگ راه را براي ارتقاي او گشود. با انتقال او به دفتر رياست‌جمهوري در مسكو شرايط براي تحولات جديد ‏مهيا شد. هنگامي كه او از سوي يلتسين به عنوان كانديداي رياست‌جمهوري معرفي شد، براي همگان در داخل و خارج ‏اين سوال مطرح شد كه او كيست؟ چه پيشينه‌اي دارد؟ و چرا برگزيده شده است؟ نحوه انتخاب او براي جانشيني يلتسين ‏پديده‌اي حيرت‌انگيز براي اروپا و آمريكا بود. بسياري از رهبران اين كشورها انتظار داشتند، روسيه با گسترش ‏هنجارهاي نظام‌هاي دموكراتيك به حل و فصل مشكلات بپردازد، ولي انتخاب پوتين به جانشيني يلتسين اين تصوير را از ‏ميان برد. ولاديمير پوتين چهره ناشناخته‌اي برآمده از دستگاه امنيتي روسيه ‏FSB، جانشين كاگ‌ب بود. پوتين در امتداد ‏تفكر اوراسياگرايي جديد در روسيه بهره‌گيري از همه ابزارهاي قدرت روسيه را در سياست خارجي اين كشور هدف ‏قرار داد. او فردي فوق‌العاده زيرك و توانا و كاملا پايبند به موازين منافع ملي روسيه آشكار شده است."

 

اطلاعات موجودنشان مي دهد که بازي با "برگ ايران" در سياست خارجي پوتين نقش اساسي داشته است. سياستي که ‏بعد از بر کشيدن دولت احمدي نژاد باسياست خارجه ترسيم شده توسط محمد جواد لاريجاني، يعني نگاه به شرق که ‏روسيه وچين را جايگزين آمريکا واروپا مي کند، پيوند خورد. حاصل اين پيوند حضور گسترده روس ها در زمينه هاي ‏امنيتي- اقتصادي و سياسي ايران است که آخرين نمونه را مي توان در نحوه تقسيم بستر زرخيز درياي خزر ديد.

 

 

‎‎روس ها و ترکمانچاي دوم

 

ايران بر اساس قرار دادهاي1921 و 1940 نيمي از درياي خزر را مالک بود. به گفته الهه کولائي روسيه و "4 كشور ‏بازمانده از فروپاشي اتحاد جماهير شوروي در آغاز دوران استقلا‌ل در سال‎ ‎‏1370‏‎ ‎و نيز سال 1373 بر پايبندي خود به ‏توافق‌هاي دوران اتحاد تاكيد كرده، پذيرفته‎ ‎بودند در خصوص منابع و منافع خود الزامات دوران اتحاد جماهير شوروي ‏را بپذيرند."

 

امري که با حقوق بين الملل کاملا وفق دارد. اما به نوشته سايت بي بي سي "اين توافقنامه پس از چند سال به فراموشي ‏سپرده شد."

 

‏و بر اساس نوشته الهه کولائي "دولت روسيه به عنوان برادر بزرگتر کشورهاي قزاقستان، ترکمنستان و جمهوري ‏آذربايجان در ‌خصوص تقسيم مرزهاي آبي شمال درياچه مازندران با‎ ‎قزاقستان و در خصوص تعيين خطوط مرزي ‏ساحلي خود با آذربايجان به توافق دست يافت. دولت قزاقستان نيز با دولت تركمنستان به توافق‌هايي در تعيين حدود ‏مرزي دريايي خود دست يافت. "

 

و به نوشته سايت بي بي سي: "با اين ترتيب شکل گيري رژيم حقوقي درياي خزر گامي اساسي به جلو برداشت، اما سهم ‏ايران در درياي خزر که تاکنون حدود بيست درصد از سوي ايران عنوان مي شد به علت پذيرش تلويحي قراردادهاي ‏غير پنج جانبه، به لحاظ حقوقي مورد ترديد جدي قرار مي گيرد."

 

آخرين اطلاعات موجود حاکي است که سهم ايران درحدود 13 درصد تعيين شده و برنامه آتي جمهوري اسلامي چانه ‏زني با "متحد طبيعي" خود براي رسيدن به 20 درصدي است که آن هم از سهم واقعي ايران کمتر است.

 

در اين ميان برنده اصلي روسيه است: "از آنجا که سهم تقريبي روسها از درياي خزر با قراردادهاي دو و سه جانبه ‏تعيين شده و اين کشور اختلافي با همسايگان آبي خود ندارد و از ديگر سو درياي خزر از حيث حضور نظامي براي ‏روسيه اهميت دارد که قدرت بلامنازع آن است، اين کشور خود را درگير چالشهاي تقسيم اين دريا نمي بيند و تنها به ‏عنوان شريکي براي ايران و بزرگتري براي سه جمهوري ديگر عمل مي کند."

Roozonline.com

***

پ.ن۱: خاله مانی حتی تلویزیونیش هم قبوله. فقط مثل مین جان کو ببرتم اون جایی که یانگوم رو برد

 

|+| نوشته شده توسط سوته دل در یکشنبه 29 مهر1386 و ساعت 4:48 بعد از ظهر  
 ...

 

مثل یه اسیری شدم توی قفس.  داخل قفس پر از جک و جونوره و وقتی می خوام از این قفس فرار کنم بیرون رو هم پر از حیوون های وحشی می بینم که منتظرم نشستن. البته از همه حیوون های وحشی همین جا معذرت می خوام چون اون ها وحشی بودن اقتضای طبیعتشونه و ما آدم ها از ره کین.

وقتی باهام حرف می زنن با تعجب نگاهشون می کنم. دیگه نمی تونم - واقعا نمی تونم - تشخیص بدم  دارن راست می گن یا دروغ. خسته هستم و مستاصل. جمعه شب وقتی یانگوم رو تماشا می کردم دیدم من هم احتیاج به یه افسر مین جان گو؟ دارم که ببردم به یه سرزمین دور دور. خسته هستم و مستاصل.

|+| نوشته شده توسط سوته دل در یکشنبه 15 مهر1386 و ساعت 2:47 بعد از ظهر  
 ...
 

پاییز جونم مبارک

دیروز که رفته بودم بانک یه کشف مهم کردم - خیلی خیلی مهم - این که پاییز باعث زرد شدن و ریختن برگ درخت ها نمی شه. گرمای مسخره تابستونه که پدر برگ ها رو درمیاره و زردشون می کنه. وگرنه پاییز من که کاری به کار برگ درخت ها نداره. عمر باید مثل عمر ما دانشمندان پربرکت باشه که هرروز در پی کشف یه موضوع تازه هستیم. از خدا می خوام این پاییز رو به بهترین پاییز همه همه همه تبدیل کنه.

یه نذر کردم (به توصیه یکی از بچه ها) که نصف اون نذر رو امسال بدم و نصف دیگه رو سال دیگه اگر زنده بودم و اگر از این هچل نجات پیدا کردم. کسانی که دارن اذیتم می کنن رو سپردمشون به خدا و دیگه سعــــی می کنم زیاد فکـــرش رو نکنم. هرچند که من همیشه از درگیری بدم می آمده ولــــــی از روی قصد اون ها هستن که می خوان درگیرم کنن و به اون چیزی که می خوان برسن.

***

پ.ن۱: خاله مانی جونم در چه حاله؟ خوبه؟ روبراهه؟

پ.ن۲: آقای مشتی مثبت اندیشی در شــــــرایط کنونی کم شبیه بی رگ بودن نیست. عرصه روز به روز داره سخت تر و تنگ تر می شه. حالا با چه متدی می شه مثبت اندیش بود؟ آره خیلی ها هستن که آروم هستن ولی به نظرم میاد که کمتر متوجه اطرافشون هستن و البته بهشون غبطه می خوردم و می خورم.

پ.ن۳: آره شین جان. من هم موافقتم.

 

|+| نوشته شده توسط سوته دل در دوشنبه 2 مهر1386 و ساعت 9:44 قبل از ظهر