|
همه مردان سودازده من
*** پ.ن۱: متصدی مجازات٬ فقط کمی؟! کلی دستمال کاغذی رو روی چشم هام فشار دادم٬ نفس بلند بلند کشیدم و مجبور شدم تند - تند پلک بزنم تا بتونم زخمی که دیدن این عکس توی دلم گذاشت رو تحمل کنم. پ.ن۲: آقای گودرزیان٬ با نظرتون درمورد آسیب پذیری قشر ضعیف موافقم ولی نسبیه. پ.ن۳: مریم٬ بچه ها مظلوم ترین هستند. پ.ن۴: خاله مانی٬ مگه من جرأت دارم باهات مخالفت کنم؟ خاله ۱۰۰۰۰٪ با مثل «از ماست که برماست» موافقم ولی دلسوزی داره خاله٬ مردمی که نمی تونن سرنوشتشون رو خودشون رقم بزنن٬ با وجود غنی ترین منابع و ثروت های خدادادی٬ در فقــــر و فــــــلاکت دست و پا می زنن و اون خوشبخت ها٬ اون پیشرفته ها٬ اون متمدن ها واسشون تعیین سرنوشت می کنن٬ دلسوزی ندارن؟ پ.ن۵: شین٬ همیشه و همیشه پ.ن۶: بمیری که این بچه های نیمه شب رو ندادی بخونم آخرش.
|+| نوشته شده توسط سوته دل در چهارشنبه 28 آذر1386 و ساعت 8:10 قبل از ظهر بادبادک باز
هراس من – باری – همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد
به توصیه الوو هفته قبل کتاب بادبادک باز رو خریدم و ۵ روزه اون رو خوندم. همیشه افغانی ها رو دوست داشته و دارم. از کسانی که واژه "افعانی" رو به عنوان فحش بکار می برن عمیقاْ بدم میاد. یک احساس نزدیکی باهاشون دارم و نمی تونم اون ها را جدا از این خاک بدونم که احساسم با توجه به تاریخ٬ بی دلیل هم نیست. از اونجایی که تو ساخت مجتمعی که الان توش زندگی می کنیم با افغانی های زیادی برخورد داشتم٬ همیشه یه جور حجب و حیای خاص٬ یه شرم عمیقی رو توی چهره هاشون دیدم. حس می کنم که دقیقاْ عین خود ما ایرانی ها!! دروغ بینشون کمتر شایع هست و کلاْ آدم های پاکی فهمیدمشون. یکی از بدترین صحنه هایی که هیچوقت فراموش نمی کنم برمی گرده به روزهایی که قاتلی به اسم خفاش شب رو گرفته بودند و بین مردم شایع شده بود که ملیت این فرد٬ افغانیه. صبح که سوار اتوبوس داشتم می رفتم اداره٬ یه افغانی از دور دوید که خودش رو به اتوبوس برسونه. راننده اتوبوس که فقط ظاهرش شبیه مردها بود٬ منتظر موند تا اون به در اتوبوس برسه٬ بعد قبل از اینکه پاش رو توی ماشین بذاره٬ در رو بست و حرکت کرد. وقتی که کتاب رو می خوندم حقیقتاْ دلم به درد می اومد از روزگاری که بر افغانستان و مردمش گذشته و بغضی که گلوم رو فشار می داد ولی مشترک بود٬ هم به حال ایران و هم افغانستان. نمی دونم٬ ولی بین خودمون شباهت های خیلی زیادی می دیدم. تا اونجایی که من فهمیدم٬ تا زمانی که نظام سلطنتی در افغانستان حکومت می کرده٬ اوضاع خوب بوده. (نمی دونم این خصلت کشورهای جهان سوم هست که جمهوری در اون ها جواب خوبی نمی ده و با نظام سلطنتی و پادشاهی سازگارتر هستن یا غیر از اینه) مردم در امنیت و آرامش زندگی می کردن و بادبادک هاشون آزادانه توی آسمون خدا پرواز می کردند. زندگیشون از زمانی تیره و تار شد که جمهوری روی کار اومد و بعدش متحدین و طالبان. طالبانی که بین دو نیمه بازی فوتبال مراسم سنگسار زن و مردی رو اجرا می کردن٬ به جرم هورا کشیدن و خوشحالی مردم رو تا سر حد مرگ می زدن٬ به زنی که صداش رو می شنیدن حمله می کردن و استاد دانشگاه را به گدایی واداشته بودن. از اون طرف به بچه های کوچیک یتیم خونه تجاوز می کردن٬ آواز و موسیقی رو فقط برای خودشون حلال می دونستن و خوردن گوشت رو برای مردم عادی جایز نمی دیدن. وقتی می شنوم که فلان فستیوال داره در افغانستان برگزار می شه٬ فلان کانال های ماهواره افغانستان راه افتاده و خلاصه روز به روز افغانستان عزیز رو به آبادانی هست٬ به خداوندی خدا خوشحال می شم و از آدم های خوبش می خوام که برای ما دعا کنین. * جمعه با سارا به نمایشگاه عطر و لوازم بهداشتی رفتیم که از چهارشنبه دایر بود و جمعه آخرین روزش بود. قبل از اینکه جلوی نمایشگاه از ماشین پیاده بشم٬ نگهبان اونجا بعد از اینکه جواب شنید که برای دیدن نمایشگاه اومدیم٬ گفت که شب قبل اداره اماکن اون جا رو پلمپ کرده! خیلی دلم می خواد بدونم چه کار شنیعی اونجا انجام شده که باید پلمپ می شد؟ *** پ.ن: خاله با این حساب باید من و شما یه پلاکارد دستمون بگیرم و همونطور که پلاکارد رو بالا و پایین می بریم داد بزنیم: رابینسون رابینسون. درست نمی گم؟
|+| نوشته شده توسط سوته دل در سه شنبه 20 آذر1386 و ساعت 1:39 بعد از ظهر چکمه به جای شلوار ممنوع!
شهرام رفيع زاده - پنجشنبه 8 آذر 1386 [2007.11.29] فرماندهان نيروي انتظامي هر روز ممنوعيت هاي تازه اي را اعلام مي کنند؛ و آن گونه که از شواهد و اظهارات آنان بر مي آيد فهرست "ممنوع ها" بر فهرست "مجازها" پيشي گرفته است.
موسيقي زنده ممنوع محمد علي نجفي، فرمانده اماکن نيروي انتظامي در يک کنفرانس خبري از ممنوع شدن اجراي موسيقي زنده در تالارها و سفره خانه ها خبر داده و گفته است: "اجراي موسيقي زنده در اماكن عمومي از جمله تالارها و سفرههاخانههاي سنتي تنها با مجوز وزارت ارشاد و بر اساس قانون امكانپذير است، بر اين اساس با مراكز فاقد مجوز طبق قانون برخورد ميشود". وي در عين حال گفت که: "براساس درخواست وزارت ارشاد با دو سفرهخانه سنتي كه با مجوز سازمان ميراث فرهنگي اقدام به اجراي موسيقي زنده كرده بودند، برخورد شد". وي با تاکيد براينکه مراكزي همچون تالارها و سفرهخانههاي سنتي ميتوانند تنها با مجوز وزارت ارشاد اقدام به برگزاري موسيقي زنده كنند، گفت: "با افراد متخلف كه بدون مجوز اقدام به اجراي اين نوع برنامهها كنند، برخورد ميشود و نيروي انتظامي نيز پشتيباني لازم را در اين زمينه اعمال خواهد كرد". فرمانده اماکن نيروي انتظامي همچنين از برخورد با قهوه خانه هاي سنتي، گفته: "بر اساس قانون نظام صنفي چيزي تحت عنوان رستوران يا قهوهخانه سنتي وجود ندارد و آنچه در قانون عنوان شده است تنها رستوران يا قهوهخانه است و در صورت تداخل صنفي با مراكز متخلف بر اساس قانون 27 و 28 نظام صنفي برخورد ميشود". وي قهوه خانه ها را هم بخشي از مراکز نا امني و فساد معرفي کرده و گفته: "برخي مراكز پذيرايي از جمله قهوهخانهها به دلايل مختلفي به محيطي ناامن براي جوانان به ويژه زنان تبديل شدهاند، از اين رو با همكاري سازمانهاي صنفي با اين مراكز برخورد لازم صورت ميگيرد."
عروسي مرکز فساد است همزمان با اظهارات اين فرمانده نيروي انتظامي، محمد تقي رهبر يکي از اعضاي مجلس اعلام کرد که: "يکي از مراکز فساد، تالارهاي عروسي هستند". {اینجا من توضیح لازم هستم! چه مفسده ای ممکنه در جریان مراسم النکاح سنتی اتفاق بیفته؟!} وي که در ماه هاي اخير به رياست کميسيون فرهنگي مجلس منصوب شده، با اين ادعا که "نبايد بگذاريم فضاي اجتماعي آلوده شود" و اينکه "برخي افراد در تالارهاي عروسي با موبايل فيلمبرداري مي کنند و حرمت افراد را از بين مي برند که اين در قانون غيرمجاز است و پيگرد قانوني دارد" خواستار استقرار هر چه سريعتر نگهبانان زن از سوي نيروي انتظامي در تالارهاي عروسي و اماکن ورزشي زنان شده است. به نوشته روزنامه اعتماد، وي گفته: "من از کساني بودم که خيلي پيش تر از اينها با نيروي انتظامي درباره اين مساله صحبت کردم. ما در اصفهان طبق آمار در 18 تالار اين کار را کرديم، هر چند بسياري از افراد عروسي هايشان را در باغ هاي حومه اصفهان مي گرفتند تا در تيررس ما نباشند". {واقعاْ انسان های قدرنشناس و نمک به حرومی هستیم. می خوان مراقب حریم ما باشن ولی ما فرار می کنیم که در دسترسشون نباشیم؟!} رئيس کميسيون فرهنگي مجلس مدعي شد که "در برخــــــي از اين عروســــــي ها ارکسترهاي نامناسب، مشـــــروب خواري، قمار و حتي رقص در پشت درب هاي بسته انجام مي دهند" {باز هم توضیح لازم شدم. یعنی رقص در جلوی درهای بسته مشکلی نداره؟ و اینکه گناه رقص که ایشان فرمودند "و حتی رقص" از مشروب خواری و قمار بیشتره؟!} و تاکيد کرد که: "بايد پليس بر اين اماکن نظارت داشته باشد". وي با اشاره به اينکه خودش نظارت نيروي انتظامي بر عروسي ها را در اصفهان پيگيري کرده تاکيد کرد: "به نظرمن برخورد با اين اماکن ضروري واجراي اين طرح کار مناسبي است". {زن و شوهرها هم توی خونه خیلی کارهای بدی انجام می دن. اون ها هم باید تحت کنترل قرار بگیرند و باهاشون برخورد بشه} رئيس کميسيون فرهنگي مجلس در عين حال خواستار تحت نظر قــــــــــرار داد پارکينگ ها و باغ ها شد و گفت: "بايد بر پارکينگ ها و باغ هــــــــــاي خصوصي و خـــارج از شهر نيز نظارت کرد". {با این طرح احتمالاْ با کمبود نیرو مواجه نمی شن؟ اگر قرار باشه تو هر پارکینگ و باغی چه داخل شهر و چه خارج از شهر حی یک مامور مستقر بشه فکر کنم به زودی با زور همه باید به استخدام نیروی انتظامی دربیایم} وي با تاکيد براينکه "بايد جامعــه را از بي بند و باري ها حفظ کرد" افــــزود: "نبايد در جامعـــــه اسلامي، امنيتي براي انجام فســـــاد داشته باشيم". {واقعاْ خدا پدرشون رو بیامرزه که با این زحمت و مشقت و حتی با زور و اردنگی می خوان بفرستنمون بهشت. کو قدرشناس؟؟!!}
تائيد استقرار مامور در استخرهاي زنانه فرمانده اماکن نيروي انتظامي با تائيد استقرار ماموران زن نيروي انتظامي در استخرهاي زنانه از آنان با عنوان "عوامل انتظامي" نام برده و گفته که: "عوامل انتظامي با حضور در محيط هاي زنانه از جمله استخرها بر رعايت ضوابط نظارت ميكنند". {دیگه باید رفت استخــــدام شد. اینکه صبح تا شب تو استخــــر زنونه وایسی و نیگا کنی و واســـــه اینکار حقوق هم بگیری به همه چی می ارزه. فقط مجددا توضیح لازم شــــدم که پوشش بانوانی که می خوان شنا کنن باید به چه صورت باشه؟ } وي علت اسقرار ماموران زن در اماکن ورزشي زنان را "گزارش هاي مردمي بر سوءاستفاده برخي از اماكن زنانه" برشمرد و گفت که اماکن ورزشي زنان تا قبل از استقرار ماموران زن نيروي انتظامي به "محيط هاي ناامن" تبديل شده بود. {یعنی چکار می کردن اون تو؟!}
برخورد با کافي نت ها و گيم نت ها در دور جديد طرح امنيت اخلاقي نيروي انتظامي، برخورد با کافي نت ها و گيم نت ها در سراسر کشور نيز دراولويت قرار گرفته است. فرمانده اداره اماکن نيروي انتظامي اعلام کرده که: "فضاي گيمنتها و كافينتها به دليل شرايط خاص آنها، نگران کننده است". {باز متوجه منظور فرمانده محترم از "شرایط خاص آنها" نشدم} نجفي در اين خصوص گفته: "بحث برخورد با گيمنتها، يك مثلث مديريتي شامل بخش بازرگاني، اتحاديه فروشندگان لوازم ورزشي و نيروي انتظامي وجود دارد كه موضوع نرمافزاري آن بر عهده وزارت ارشاد، بخش صنفي به حوزه وزارت بازرگاني و برخوردها بر عهده نيروي انتظامي است". وي با اشاره به اينکه "در كل كشور تنها 100 واحد مجاز در ارتباط با گيمنتها و كافينتها" موجود است، گفته: "تنها در تهران، سه هزار واحد غيرمجاز فعاليت ميكنند كه بايد طي هماهنگي با حوزههاي صنفي و تخصصي و بر اساس ماده 27 قانون نظام صنفي با آنها برخورد شود".
مدل مو ممنوع است رئيس اداره اماکن نيروي انتظامي در مورد علت برخورد با آرايشگاه هاي زنانه و مردانه نيز گفته که مجوز اين برخورد را از وزارت بهداشت دريافت کرده است. {گوز رو به شقیقه یه جورایی می شه پیوند داد ولی متوجه ارتباط وزارت بهداشت با مدل مو نشدم} نجفي در اين خصوص گفته: "نيروي انتظامي با توجه به دستورالعمل وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي با اين مراكز برخورد ميكند". وي در بخشي ديگر از اظهارات اخيرش به خبرنگاران گفته: "استفاده از آلبوم و نرمافزارها در آرايشگاهها براي ارايه مدل در صورت عدم رعايت مسايل اخلاقي ممنوع است". {فکر کنم این رو متوجه شدم. باید مدل مو رو از زیر عکسی که پوشش برتر داره حدس بزنیم. این رو بالاخره فهمیدم} اين مقام نيروي انتظامي تاکيد کرده: "استفاده از آلبومها و نرمافزارها در آرايشگاهها براي ارايه مدل مو به مشتري نيز چنانچه با مسايل اخلاقي مطابقت نداشته باشد، به عنوان تخلف شناخته ميشود". وي توضيح نداده که مرجع تشخيص اينکه کدام مدل مو اخلاقي است و کدام نه چه سازمان يا نهادي است. {ضمناْ توضیح هم نداد که مجوز این کار رو از وزارت جهاد کشاورزی دریافت کرده اند یا خیر} ممنوعيت هـــاي تازه اداره اماکن نيروي انتظامي در حــــالي اعـــــلام مي شود که دو هفته پيش، اين نيرو طي اطلاعيه اي از اجـــــــراي طرح زمستاني مبارزه با بدحجابي در کشــــور خبر داده و "انواع لباس زمستاني ممنوع" براي زنان و مردان را نيز برشمرده بود.در آن اطلاعيه غير از بر شمردن انواع مانتو و پالتو و شال غيره ممنوع، "پوشيدن چکمه به جاي شلوار بلند" در زمستان نيز ممنوع اعلام شده بود! {به خدا اینجا رو دیگه نفهمیدم. یعنی مانتو و پالتو و شال ممنوعه؟ در ضمن دیگه پوشیدن صندل مشکلی پس نداره؟} Roozonline.com *** پ.ن۱: الوو خانوم خر بودن رو با فراق بال می پذیرم ولی عشق اساطیری هنوز باید وجود داشته باشه منتها به صوت و مثقال. پ.ن۲: ای بسوزی عشق. ق بده شین آقا
|+| نوشته شده توسط سوته دل در شنبه 10 آذر1386 و ساعت 2:11 بعد از ظهر روسپیان سودازده من
معمولاْ روزهـــای یکشنبه دفتر کویته٬ عشقـــــه٬ صفــــاس. از شــــــر تمامی اراذل و اوباش راحت هستیم و نفسی می کشیم. دیروز با یه کمی جستجو تونستم کتاب خاطرات روسپیان سودازده من مارکز با ترجمه امیرحسین فطانت رو پیدا کنم و امروز از صبح تا ظهر تمومش کردم. باوجود اینکه معتقدم که دوره عشق های اساطیری و پاک به سر اومده٬ ولی هنوز نایاب نشده و شدیداْ به عشق ایمان آوردم با خوندن این کتاب. خوش به حال کسانی که حتی یکبار تو زندگیشون مزه یه عشق ناب رو چشیدن. خوش به حال اونایی که هنوز عاشق موندن. وقتی عاقله مرد محزون ساعت ده شب تو سن نودسالگی با پاهای لرزونش به خونه رزا با یه بغل شکلات و پنکه واسه خنک نگه داشتن نازک اندام که تو خواب عرق می کرد و تابلوی نقاشی واسه تزئین اتاق٬ نزدیک می شد فقط واسه اینکه اولین عشق زندگیش رو فقط و فقط تو خواب ببینه و شب رو کنارش به صبح برسونه٬ خیلی زشته که آدم بغض کنه؟ ای کاش زندگی چیزی نبود که مثل رود گل آلود هراکلیت بگذرد بلکه فرصت نادری بود تا در ماهیتابه از این رو به آن رو شویم و طرف دیگرمان هم تا نودسال دیگر سرخ می شد. *** پ.ن۱: هرچی مانی جون بگه، عمراً به ستاره ای که مجنونه سر بزنم. خاله آخرش یه روزی از ذوق خوندن این تحلیل هات می میریم. حالا ببین کی گفتم. پ.ن۲: جدی می گم به خدا شین. نمی دونم تا حالا ورزش کردن رو امتحان کردی یا نه؟ مای برادرم با ورزش نزدیک به ۲۰ کیلو از وزنش رو کم کرده و از همه مهمتر روحیه خوبیه که پیدا کرده. یا چرا راه دور بریم از من قاطی پاتی تر کم پیدا می شه. با همین چس مثقال حرکاتی که خداییش خجالت می کشم اسمش رو ورزش بذارم واقعاً یه تغییراتی رو در خودم حس می کنم. یه امتحان بکن و اگر کاری از دستم برمیاد اگر بگی خوشحال می شم.
|+| نوشته شده توسط سوته دل در یکشنبه 4 آذر1386 و ساعت 4:35 بعد از ظهر |
|


