...
"اگر ما به گذشته برگردیم، اگر مردای آلمانی به گذشته برگردن، اگر مردای بریتانیایی برگردن و اگر ژاپنی ها و فرانسوی ها و تمام مردای دیگه برگردن، یعنی با تمام گفته ها، نوشته ها، نقاشی ها، فیلم ها، سوسک ها، سنگرهای تک نفره و خونه مون به گذشته برگردیم، نسل های بعدی همیشه محکومند که گرفتار هیتلرای آینده بشن. این جوری هیچ وقت پسرا از جنگ متنفر نمی شن و عکسای سربازا رو توی کتابای تاریخ نشون نمی دن و به اونا نمی خندن. اگر پسرای آلمانی یاد گرفته بودن که از خشونت متنفر باشن، هیتلر مجبور بود بره برای خودش ژاکتشو ببافه."
«یادداشت های شخصی یک سرباز - جی دی سلینجر»
♣ یکی از شیرین ترین کارهای دنیا، کشف کلماتیه که یه بچه ای که تازه داره حرف زدن یاد می گیره، چپ و چول می گه. کلی به مخم فشار آوردم تا فهمیدم آراد به جای "حاج آقا" می گه "آشاشا"
♠ نمایشگاه شمع و عروسک بچه های سرطانی رو که پست قبلی گفتم... یکی از این بچه ها اسفندماه عمل تومور مخچه داره. خرج عمل هم که... شماره حساب خودش رو گرفتم. اگر کسی خواست کمکی ولو کم و کوچیک داشته باشه، بهم ایمیل بزنه. mahnaz.h777@gmail.com
♥ پریروز، یعنی ۱۲ بهمن!!! (شرمنده) ۳۰ رو فوت کردیم و وارد ۳۱ شدیم. پیر شدیم هیشکی بهمون نگفت مامان
!!!؟؟؟!!! یک عدد خاله مانی گم شده. از یابنده تقاضا می شود ضمن اطلاع و دریافت مژدگانی تپل! اینجانب رو از نگرانی برهاند.
صفر را بستند