چند روز قبل با بابای مهسا به این نتیجه رسیدیم که چقدر عالی می شد اگر آدم یه خونه ای داشت، کوچیک کوچیک که هیچ کس از وجودش خبردار نبود. خودت دونه دونه وسایل این خونه رو می خریدی و جایی که دوست داشتی می ذاشتی و بعضــی مواقع که حوصله هیچ کس رو نداری، فـــرار می کردی اونجا و خودت، تک و تنها می نشستی، فکــــــر می کردی، چیزی می خوردی، درش رو قفل می کردی و برمی گشتی.

در حال حاضر هم چند روزه مشغول چیدن وسایل خونه هستیم. اول از همه این که فکر کردیم مساحتش حداکثر ۶۰-۵۰ متر باشه، همینقدر کافیه. کف خونه رو پارکت کردیم، اون هم از نوع چوب اعلاء با رنگ قهوه ای تیره. دیوارها رو هم دیدیم اگر یکی درمیون کرم-خردلی کنیم شاید بد نشه. اگر بشه بعضی از جاهای دیوار رو هم با چوب همرنگ پارکت کار کنیم، به نظرم چیز عالی می شه. متفق القول گفتیم که هیچی از سقف به عنوان چراغ و لوستر و ... آویزون نباشه و به جاش روی دیوار رو نورپردازی کنیم و یکی دو تا قاب عکس محشر هم واسه تزئین دیوارها کافیه.

درمورد پرده ها هم یه تور یا حریر کرم رنگ برای زیر و یه پارچه ضخیم شکلاتی واسه روش فکر کردیم قشنگ می شه. خوب...یه نیم ست راحتی خیلی خیلی راحت کرم رنگ که فقط شامل یه کاناپه و دو تا مبل تکی می شه واسه هال کافیه. یه تلویزیون ال سی دی ۴۰ اینچ که روی دیوار نصب بشه به اضافه یه سیستم صوتی خدا تنها وسایل صوتی-تصویری خونه باشن. یه گبه خوشرنگ کوچیک هم واسه فرش کردن کف هال. یه چیز خیلی مهم که داشت یادمون می رفت، شومینه بود و شومینه بدون صندلی های برو- بیا به نظرم هیچ معنی نداره. (بابای مهسا می گه صندلی برو-بیا!!! ناجوره، صندلی راحتی بهتره اما الان سرچ کردم، دیدم اسمش صندلی راک می باشد)

۴ تا گلدون پر از بامبــو رو انتخاب کردیم برای تزئین هال، چون قــرار نیست همیشه اونجا باشیم و رسیدگی زیادی لازم نداره. اگر بشــه تو یه فضــای خالی، یه آکواریوم کوچیک آب شــور هم کار بذاریم، محشـــر می شه که ماهی هاش رسیدگی هرروزه نیاز ندارن.

این از هال...یه کانتر پهت واسه آشپزخونه که بشه به عنوان میز ناهارخوری ازش استفاده کرد. به جای صندلی هم، دو تا صفحه به جای نشیمن که به صورت لولایی کار گذاشته بشه و مواقعی که مورد استفاده نیستن، بره زیر کانتر. یه یخچال با یه عالمه نوشیدنی خصوصا الکلی، یه ماشین لباسشویی، یه ماشین ظرفشویی و یه مایکروفر واسه آشپزخونه کافیه. ضمناً ظروف آشپزخونه هم یه جفت کافیه.

اتاق خواب رو دیدیم اگر یه درجه از هال روشن تر باشه، بهتر می شه. یه تخت همراه پاتختی هاش هم وسایل اتاق خواب رو تکمیل می کنند.

سرویس بهداشتی هم باید درش داخل اتاق خواب باز بشه. درمورد رنگش هم تمام کاشی ها و ... سفید سفید باشن و دور تا دور، روی کاشی ها یه خط سبز مغزپسته ای باشه. اما از حوله ها و دمپایی گرفته تا شامپو و صابون غیره، همه سبز مغز پسته ای. ضمناً یه جکوزی هم از واجبات حمام می باشد.

یه آینه هم برای ورودی درنظر گرفتیم که به نظر یه آینه سراسریه اما درش باز می شه و تا بالا طبقه می خوره که به جای جاکفشی و ... می تونیم ازش استفاده کنیم.

دیگه فکر نکنم چیزی جامونده باشه، آهان...چند تا قانون هم واسه این خونه درنظر گرفتیم:

۱- هیچ انزر-پنزر (درسته؟) و خورده - ریزی نباشه، خلوت خلوت. تنها تزئین خونه چند تا شمع باشه

۲- این خونه تلفن نداره

۳- این خونه زنگ در ورودی نداره، چون منتظر کسی نیستیم.

۴- کامیپوتر، لپ تاپ و ... ابداً!

 

* یه ایمیل الوو واسم فرستاده بود درمورد جوون های نسل سوم. اتفاقا یکی از مشخصه های اون ها، رویای داشتن خـــونه و ماشینه؛ موردی که شاید برای جوون های کشـــورهای پیشــــرفته، مضحک باشه. بابای مهسا می گه یه آدم مایه دار، اینی که رویای ما رو تشکیل می ده، می تونه یکی از مواردی باشه که به کارپردازش محول می کنه که ظرف دو-سه روز انجام بده.