خونه
دو سه سال قبل يكي از معدود آرزوهام رو اينجا نوشتم. هنوز هم براي داشتن همچين جايي دلم پر مي كشه شايد هم بيشتر. با اين اوضاع و احوال هم روز به روز دست نيافتني تر مي شه. قرار بود از طرف تعاوني مسكن اداره يه جايي رو درست كنن كه گفتن من به سني نرسيدم كه واجد شرايط دريافت بشم! حتي اگر ازدواج كرده بودم هم شامل حال من مي شد ها؛ ولي الان نه... شكر خدا اين انقلاب و اسلام به زن ارزش داد وگرنه الان فكر كنم وضعمون خيلي بدتر از اينا بود.
مي دونم...مثل همه آرزوهاي ديگه م يه موقعي برآورده مي شه كه هيچ لطفي برام نخواهد داشت. قضيه همون تأخير خداجونه در رسيدگي كردن به خواسته هاي بندگانش
با اين همه، وقتي خيلي خسته مي شم و دلم يه جايي واسه خودم رو مي خواد، تمام اينا مانع تصور خودم تو اون خونه نمي شه
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۱ ساعت ۱۰:۲۰ ق.ظ توسط سوته دل
|
صفر را بستند